نقاشی ایرانی

رضا مهدوي از اساتيد نگارگري شهر مشهد است كه در حال حاضر به عنوان مدرس هنر در چندين مركز دانشگاهي اين شهر فعاليت مي كند اگر چه رشته دانشگاهي وي زيست شناسی است و ربطي به حوزه هنر ندارد ولي او در كارنامه اش افتخار شاگردي استاد فرشچيان ، نقاشي سردرب شرقي صحن آزادي حرم رضوي و اخيرا طراحي درب هاي مطلای حرم مطهر امام موسی کاظم و امام جواد الائمه علیهم السلام در كاظمين را داراست و مي توان گفت او به غیر از نگارگری کار دیگری انجام نمی دهد و تنها در اين رشته فعاليت آموزشي و هنري دارد و سال هاست كه با مفاخر هنر نگارگري ايران و مكاتب آن آشناست.
اين آشنايي و مشغله فراگير اين استاد در اين هنر مقدمه خوبي است تا بتوان به برخي از زواياي مجهول نظري و تفسيري آثار مفاخر هنر ايران من جمله استاد “رضا عباسي ” پرداخت.
قلي زاده: رضا عباسي يا آقا رضا يكي از هنرمنداني بود كه به عنوان مفاخر هنر نگارگري در عصر شاه عباس صفوي مطرح است براي مقدمه براي ما از جايگاه اين هنرمند در مقايسه با ديگر اساتيد هنر نگارگري در برهه های ديگر توضیحی بيان كنيد.
مهدوي: هنر نگارگري در ايران بر خلاف هنر نقاشي در غرب كه داراي سيري موازي بوده و مي باشد؛ از يك سير خطي برخوردار است.
يعني ما هنر بيزانسي را داشتيم كه از نقطه اي شروع شده و بعد متحول می شود و بعد در نقطه ي ديگري افول مي كند و در مقطع ديگري هنر گوتيك همين سير را تجربه مي كند. جالب توجه است که هر چه به دوره معاصر نزدیک تر می شویم بر سرعت ظهور و افول ایسم های هنری افزوده می گردد ولي هنر نقاشي ايراني يا نگارگري از يك سير خطي برخوردار است چنانکه هر مکتبی که در پی مکتبی دیگر بروز می کند. در واقع تاییدی بر آن بوده زواید آن را زدوده و با آرایه های نوین به آن رنگ و بوی بیشتری بخشیده و بر غنای آن می افزاید.
سبک و شیوه آثار رضا عباسی و بهزاد هروی در ادامه یکدیگر بوده و هر یک به نوبه خود بدعتهایی در هنر عصر خویش ایجاد کرده اند زمانی به دلایل مختلف هنرمند احساس می کرده که ترکیب بندیهای پیچیده و رنگهای متنوع پاسخگوی نیاز زمان اوست و زمانی رنگهای کم مایه و ترکیبهای تک پرسوناژی بیشتر او را راضی می کند. شاید شرایط جامعه عصر او،وی را به این مسیرها سوق می داده است. شاید اگر این جای این دو هنرمند با یکدیگر عوض می شد شاهد خلق اثار دیگری از این دو نادره دهر می بودیم.
قلي زاده: آیا می شود جايگاه استاد رضا عباسي را با استاد بهزاد مقايسه کرد و اصولا منطقی به نظر می رسد؟
مهدوي: اين مقايسه به خصوص كه اين دو هنرمند حداقل يك سده اختلاف زماني داشتند و هر يك در يك سلسله حكومتي رشد كرده اند نمي تواند صورت بگيرد.
به خصوص كه در هنري مثل نگارگري نقش حكومت به عنوان حامي و یا اسپانسر خيلي موثر بود. تهيه رنگ ، كاغذ و ديگر مواد و لوازم هنرمند داراي هزينه بالايي بوده و هنرمند بدون حامي به سختی مي توانست با هزينه شخصي اش اين لوازم را تهيه كند و وقتش را بدون حق الزحمه ي دولتي صرف نگارگري و تصويرگري كتاب ها نمايد. زیرا در تمکن مردم عادی نبود که از هنرمندان حمایت کنند شاید هم به اندازه درباریان و امرا از درک هنری و ارزشمندی هنر بی اطلاع بودند.
حامیان این دو هنرمند گرانمایه اشخاص متفاوتی بودند بالطبع نحوه حمایت آنان نیز تفاوت داشته است و از سلیقه های خاص خود برخوردار بودند، به سادگی در می یابیم که یک عامل به ظاهر کم اهمیت چگونه می تواند بر روند آفرینش آثار هنری تاثیر بگذارد.
قلي زاده: گفته شده است كه رضا عباسي متأثر از نقاشان غربي و هلندي هم عصر خود بوده است .
مهدوي :اين يك نظريه است كه مطرح است و بيشتر به اين خاطر مطرح شده كه ديده شده است رضا عباسي ، آثار تك فيگور را طراحي كرده است و گفته اند اين به تقليد از گرایشات پرتره سازی غربي ها صورت گرفته است از سوی دیگر مشابهتی از نظر نحوه رنگ آمیزی میان آثار او و نقاشان آبرنگ کار هلندی وجود دارد که آن هم به صورت استفاده از رنگهای لطیف و کم مایه بروز می کند. ولي اين يك نظريه محكمي نيست چرا كه عباسي چرا فقط تك فيگور ها را تقليد كرد و رنگ روغن آنها را تقليد نكرد؟ چرا بهمراه ابرنگ از رنگهای جسمی نیز بهره می گرفت و دهها چرای دیگر.
در ثاني ، قبل از آقا رضا ، صادقي بیک افشار، رئيس كتابخانه حكومت صفوي و استاد رضا عباسی، نیز از اين دست آثار خلق کرده و ارائه داده است.
قلي زاده : به نظر شما چرا اين تقليد صورت نگرفته وتكنيكي مثل رنگ روغن در آن زمان راه نيافته ؟
مهدوي: اين شايد به اين خاطر بوده است كه هنرمندان ايراني در سير خطي خود براي هنر نقاشي به گذشتگان خود خيلي وابسته بودند و اين منش متأثر از احترام استاد و شاگردي بوده است كه ريشه در آداب ما ايرانيان داشته است و هنرمندی مثل آقا رضا به دنبال افق بلندی بود که برای خود متصور شده بود و این راه مسلما در ادامه هنر نقاشی ایرانی به سمت تکامل بود.
با این وجود توسط هنرمندان دیگری آفرینش آثاری به شیوه رنگ و روغن در مکتب اصفهان و از نقاشی های دیواری چهل ستون متداول گشت و در بین عوام هم نقاشی قهوه خانه ای با متریال رنگ و روغن ظهور کرد.
قلی زاده:عصر “آقا رضا ” سیر تکامل نقاشی ایرانی حالت درجا زدن داشت و احساس می شود این حرکت حتی برگشت به عقب بوده است.
مهدوی : اگر چه این درجا زدن ها و راکد ماندن ها در عصر صفوی حس می شود ولی برخی حرکت ها و کارهایی هم هست که نشان می دهد اين سير بطئی و به سوي كمال بوده است . گاهی پیش آمده که هنرمندان در شرایط زمانه خود دچار سر در گمی شده اند ولی به تدریج راه خود را باز یافته اند.
قلي زاده: شما هم معتقدید دوره تیموری حمایت ها از هنرمندان بیشتر بود؟
مهدوي: قاعدتا همه مي دانند دوران طلايي هنر نقاشي ايران دوره تيموري بوده است و مكتب هرات كه در اين دوره شاهكارهايي چون شاهنامه بایسنقری را داشته است. دقیق تر که نگاه کنیم حضور قدرتمند حامیان درباری فرهیخته ای چون بایسنقر میرزا کنار هنرمندان شهیر آن عصر مثل کمال الدین بهزاد را شاهد هستیم به علاوه جامعه ایرانی نیز در این زمان از یک ثبات سیاسی نسبی برخوردار بوده که در خلق آثار هنری بی تاثیر نمی باشد.
درخشش بهزاد به عنوان یک هنرمند بزرگ در اين دوره بوده است.
قلي زاده: ميزان حمايت اين دوره همانند دوره صفوي از هنرمندان بوده است؟
مهدوي: بالاتر از دوره صفوي بوده است و اين از مقايسه آثار هنرمندان اين دوره به طور مثال آثار بهزاد با رضا عباسي كاملا مشهود است.
البته باید در نظر گرفت که خود دوره صفویه مشتمل بر چهار مکتب تبریز، قزوین، مشهد و اصفهان می باشد که میزان حمایت در مکاتب تبریز و مشهد بسیار مطلوب بوده است در مکتب قزوین این حمایت به حداقل رسید ولی در دوره شاه عباس دوم یعنی مکتب اصفهان هنرمند نوازی جان دوباره ای گرفت.
آنچه مسلم است در عصر تیموریان که پیش از صفویه بوده اند این همه فراز و نشیب در حمایت از هنرمندان وجود نداشته است و آثار به وجود آمده از یک دستی بیشتری برخوردار هستند.
يكي از اين شواهد ميزان رنگ آميزي آثار است. در ميان آثار رضا عباسي ، خيلي از آثار فاخر ديده مي شود كه به صورت سياه قلم و تك رنگ اجرا شده است چرا كه همان طور كه اشاره كردم در گذشته تهيه رنگ خيلي پرهزينه بود و مثل حالا كه با هزينه كمي مي توان رنگ هاي مختلف را تهيه كرده نبود.به طور مثال براي تهيه رنگ لاجورد بايد سنگ لاجورد را بعد از ساييدن به رنگ تبديل مي كردند که خود حرفه ای مستقل محسوب می شده است.
در واقع بسیاری از فنون موجود در یک اثر نگارگری را اشخاصی که تبحر خاص در آن زمینه داشته اند انجام می داده اند نظیر آهار و مهره کشی ، جدول کشی، تذهیب کاری، طلا سازی و غیره. نقاشیها که معمولا برای تصویرسازی کتب مختلف کاربرد داشته اند در محل کتابخانه های سلطنتی ساخته می شده اند که آنجا خود مجتمع بزرگی بوده است که کلیه مراحل ساخت و نسخه برداری از کتب نظیر کاغذ سازی ، جلد سازی و صحافی نیزدر این مکان صورت می پذیرفته است. حال روشن تر می شود که چراهمیشه حكومتها به عنوان حامي مهم هنرمندان خيلي تاثیر گذار بوده اند زیرا از قدرت مالی و سیاسی لازم برای این پروسه عظیم برخوردار بوده اند.
قلي زاده: ولي ما مي بينم كه شاه عباس با آن همه هيبتي كه داشت و تا كنون در تاريخ از خود داشته است بعد از تماشاي يكي از آثار استاد رضا عباسي به دست اين هنرمند بوسه مي زند.
مهدوي : بله نمي توان اين حمايت هاي همه جانبه آنها را ناديده گرفت در تكميل صحبت شما ، من هم بگويم كه شاه طهماسب خودش درعرصه هنر نگارگري شاگرد سلطان محمد بود و او هم در به تصوير كشيدن برخي از نگاره هاي آثار شاهنامه ” شاه طهماسبي” دخالت داشته است این امر نشان دهنده درک و فهم بالای حامیان هنر از هنر بوده است که به رشد و گسترش ان در دوره های مذکور کمک می کرده اند و قدر صاحبان هنر و منزلت آنها را پاس می داشته اند. جالب است که داشتن هنرمندان زبده و آثار نفیس هنری همانند داشتن حکما و دانشمندان باعث تفاخر دربارها در ادوار مختلف تاریخی بوده است چنانکه می بینیم در عصر شاه طهماسب ، این پادشاه به عنوان ارزشمندترین هدایا دو هنرمند نامی یعنی عبدالصمد شیرازی و میرسید علی را اجازه میدهد که بهمراه همایون، پادشاه هند به هندوستان بروند که خود زمینه ساز ظهور مکتب هندوایرانی در هند گردید که در واقع باعث یک نوع صادرات فرهنگی شد که تا امروز نیز ادامه دارد. جمله من در رابطه مقايسه هنر دوره هرات با صفوي اين بود كه ميزان حمايت ها در دوره هرات بالاتر از دوره صفوي بوده است نه این که در دوره صفوی حمایت ها کم بود.بي شك كم شدن اين حمايت ها ناشي از اين بود كه نگاه پادشاهان صفوي به خصوص شاه عباس به هنرهاي ديگري چون معماري عمران و آبادي و صنايع تقسيم شده بود ولي در عين حال هنرمندان همانطور كه گفتيد از شأن بالايي برخوردار بودند.
قلي زاده: برخي ادعا مي كنند توجه به هنرمندان تنها جنبه تفنني و سرگرمی داشته است.
مهدوي: نه اصلا به این صورت که مطرح می کنید ؛ نیست. آثار هنری هنرمندان برای شاه و حکومت تنها جنبه معنوی نداشت بلکه دارای ارزش مادی هم بود و جزء بهترین و نفیس ترین آثار خزانه فرهنگي كشور محسوب می شد. نقل است در زمان شاه اسماعیل اول صفوی، زمانی که برای جنگ با عثمانی از تبریز خارج شده بود مدام از احوال دو هنرمند عزیز دربارش یعنی کمال الدین بهزاد و شاه محمود نیشابوری خوشنویس اطلاع حاصل می کرد و امر کرده بود که ازآنها در مکانی امن محافظت گردد که در صورت پیروزی احتمالی عثمانیها گزندی به جان این هنرمندان گرانمایه وارد نگردد.
قلی زاده: این آثار جنبه هدیه هم داشت که به روسای دیگر ممالک تقدیم می شد که بسیاری از این آثار نفیس به همراه دیگر آثار که از کشور خارج شده است در موزه های خارجی قرار دارد .
مهدوی : هدیه دادن آثار کم ترین جنبه آن بود اگر چه از این جنبه هم بخواهیم بررسی کنیم این است که هدایای که روساي كشور ها به هم دیگر می دهند نیتشان بر این است که هميشه كالاهايي را تقدیم کنند كه عظمت فرهنگ و تاریخ آنها و ملت شان را براي كشور مخاطب بيان كند، الآن بسیاری از اشیا فرهنگی و هنری ایران در یکی از پر بازدید کننده ترین موزه های جهان یعنی توپکاپی استانبول موجود می باشند که معرف غنای فرهنگی کشور مبدا خود بوده و نام ایران را در برابر دیدگان بازدیدکنندگان جهانی به طرزی درخشان جلوه گر می کنند. شاید این بازدیدکنندگان هرگز به ایران سفر نکنند ولی با رویت این آثار گویا تاریخ ایران را تورق کرده اند. حتی این امر در مورد اثار دیگری که به انحا مختلف از کشور خارج شده و در موزه های سایر ملل جای گرفته اند صادق است. حتی شاهد مراقبت دقیقتر از آنها و مطالعه بیشتر بر روی آنها هم از سوی آنها میباشیم. مثلا به تازگی تحقیقی از سوی دانشگاه ییل و موسسه اسمیتسونین و فریر گالری منتشر گردیده که خانم ماریانا شرو سیمپسون آن را نگارش کرده است. این تحقیق نتیجه بررسی کتاب مشهور هفت اورنگ جامی است که در مکتب مشهد و با حمایت سلطان ابراهیم میرزا والی مشهد و برادرزاده شاه طهماسب ساخته شد. مدت زمان نگارش این تحقیق 7 سال بوده است که خوشبختانه به فارسی هم برگردان شده است و اصل این کتاب در ایران موجود نمی باشد.
قلی زاده: با عرض تشكر از اينكه اين فرصت به ما داده شد تا بتوانيم در خدمت شما باشيم. بی شک اطلاع از تاریخ نقاشی ایران که زمانی به خاطر محوری بودن این هنر به عنوان هنری که زمینه های صادرات فرهنگی را ایجاد می کرد برای تمامی آنهایی که قلب شان به یاد ایران می تپد و توسعه و آبادانی این مرز و بوم را آرزو می کنند؛ مفید و موثر خواهد بود.

24 Jan 2018